محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

406

اكسير اعظم ( فارسى )

استفراغ آب شاهتره بنوشند يا هليلهء زرد با شكر سفوف ساخته يا اطريفل شاهتره بخورند و نقوع صبر كه از يك درم تا يك مثقال در آب كاسنى يك شبانه روز تر كرده صبح بنوشند تا سه روز و سه روز ترك كرده باز سه روز بنوشند همچنين تا آن‌كه نه درم يا نه مثقال خورده شود باقى خون را صاف كند و جرب كهنه را نيست گرداند . صفت طبيخ شاهتره نسخه اين همان مطبوخ هليله است كه در قول ابو منصور مذكور شد ليكن در اينجا وزن شاهتره هفت درم است و مغز خيارشنبر پانزده درم و شيرخشت سى درم عوض ترنجبين است صاحب جرب را سود دارد و حب شاهتره در قول شيخ گذشت شربتى از آن دو درم تا دو مثقال معجون شاهتره هليلهء زرد ده درم سناى مكى شاهتره هر يك پنج درم ريوند چينى يك درم چوب گدو را دو درم بكوبند و بكشمش به سرشند شربت سه درم تا چهار درم به آب فواكه و قرص به رنگى صاحب كرتر را سود دارد و نسخه آن نيز در قول شيخ مسطور شد و بعد اين تدبيرها ادويه طلا كردن استعمال نمايند بگيرند ماميران و چرك نقره و قنبيل و مرداسنگ و زردچوبه برابر به سركه و روغن گل طلا كنند . ديگر اقليمياى نقره مرداسنگ زردچوب خاكستر بلوط كندش سفال تنور كهنه گوگرد برابر روغن زيت طلا كنند . ديگر كه جرب تر و خشك را سود دارد بگيرند كندش دو درم زراوند چهار درم خبث الفضه شانزده درم زردچوبه سه درم سيماب كشته سه درم به سركه و روغن گل طلا كنند . ديگر تخم ريواج بيست درم مغز تخم زردآلو بيست درم سيماب كشته دو درم نمك طعام دو درم همه را كوفته به سركه تر كنند و با جغرات طلا نمايند در حمام و اگر بارده كنجد طلا كنند روا باشد . ديگر كه كر خشك را سود دارد قسط شيرين كندش هر واحد يك درم ميعهء سائله روغن گل هر يك پنج درم در گرمابه طلا كنند . ديگر كه كرخشك را سيماب كشته ميعه تر روغن گل در هاون بمالند تا چون مرهم شود در گرمابه طلا كنند . ديگر خبث الفضه مرداسنگ گشنيز سوخته گلنار قنبيل هر يك پنج درم كندش سه درم به روغن گل طلا كنند در يك شب دو بار . [ ابن هبة الله ] ابن هبة الله گويد كه علاج جرب رطب و يابس به فصد باسليق و ترطيب مزاج و تسكين احتراق خون بشرب مبردات و اصلاح غذا نمايند و بعد چند روز اسهال به مطبوخ فواكه و شرب آب شاه‌ترهء هليله و شكر و در آخر بماء الجبن كنند و بعد از آن اطليه استعمال نمايند . صفت طلا براى جرب يابس زردچوب به ورق نمك زاج قسط كندش هر واحد يك درم ميعهء سائله هم چند همه سائيده به روغن گل آميخته بر بدن طلا كنند و به آب گرم غسل نمايند بعد از آن مالش بدن به روغن و كافور كنند . صفت طلا براى جرب رطب برگ خرزهره و كندش و سيماب كشته و اشخار و مرداسنگ و چرك نقره و نمك طعام و خزف تنور و مر مساوى سائيده به سركه و روغن گل سرشته بر بدن طلا كنند و به اشنان سبز غسل نمايند و بر بدن آب بسيار بريزند و به روغن گل و گلاب مالش كنند . [ خضر و قرشى ] خضر و قرشى مىنويسند كه ابتدا به فصد كنند و استفراغ ماده به طبيخ فواكه با طبيخ افتيمون يا سفوف سودا بماء الجبن يا شير به افتيمون و شكر يا آب شاهتره كه در آن هليلهء زرد و سياه و كابلى هر واحد چهار درم تر كرده باشند و شربت شاه‌ترهء مدبر بريوند و حجر ارمنى و استعمال صبر و پوست هليلهء زرد هر واحد يك مثقال به آب كاسنى در علاج آن به غايت نافع است و در هر روز ماء الشعير به شكر يا آب شاهتره به سكنجبين يا بشربت ليمو و شربت شاهتره يا نقوع حلو و حامض به شكر استعمال كنند و شربت سكنجبين عنصلى براى بلغمى نيكو است و اين سفوف مبدل مزاج بماء الجبن جيدست بگريند طباشير و زرشك و گل سرخ و بزرقطونا و مغز تخم بادرنگ و خيار و كدو و شيرين و تخم خرفه و خشخاش سفيد و صندل سفيد و شكر و بايد كه تعديل مزاج جگر حار به استعمال نقوع زرشك و آلو بخارا به گل سرخ تازه و نيلوفر كنند و گاهى در آن شيره تخم خرفه به شكرى مىافزايند و استعمال مىكنند . و اگر آب شاه‌ترهء تر و آب كاسنى به شكر بنوشند آن را نفع بخشد و گاهى در آن مثل هليلهء سياه و گاو زبان تر مىكنند و از اغذيه هر چيز تفه بدهند مثل بقول بارد رطب چون كاسنى و بقلهء يمانى و خرفه و اسفاناخ و مثل كشك جو و قرعيه و رمانيه و حصرميه و اجاصيه و عنابيه و لحم بره به انار ترش و لحم بچهء مرغ و تا ممكن بود تقليل لحوم كنند و تكثير خوردن كاهو و كاسنى به سركه و شكر نمايند و حريرهاى چرب و اسفيدباجات ساذجه و اطعمهء حامضه و اكثار از دسم و لا سيما روغن كنجد و بادام و روغن گاو و مانند آن از آنچه در آن كيفيت حاده نباشد و كثريت شرب آب سرد شيرين ارباب جرب را نافع است و از مجربات اين است كه آرد نان ايشان به عرق شاهتره سرشته بپزند و به روغن بادام مغز فندق بخورند و براى ايشان علاجى نافع‌تر از حمام و پاك كردن بدن و دوام شستن به آرد ترمس و نمك و ليمو و عقب او تدهين به روغن بنفشه و روغن حنا و مالش در آن به روغن گل و سركه به اندك آب كرفس و قليلى از به ورق نيست و بعد خروج از حمام پارچهاى نرم از كتان نظاف بپوشند و بعد استفراغ بالغ و نقاى تام از مواد محترقه بكبريت و زنبق مقتول و كندش و اشق و زنگار و نوشادر كه با نصف آنها مرداسنگ و سفيداب و مثل آنها نمك اندرانى و مثل همه انار دانه بريان باشد و روغن گل و روغن بنفشه و گلاب و آب گشنيز سبز و سركه افزوده طلا نمايند و گاهى احتياج بكافور افتد و از ادويه نافعه زرنيخ و برگ خرزهره سوده و ميعهء سائله و سركهء مفرد و مجموع به روغن كنجد سرشته است و لطوخ قطران نافع بود و غسل به آب درياى شور يا به آب حمات نافع است و آرد ترمس و آرد باقلا و مغز تخم خربزه باريك سائيده به گلاب و سركه آميخته بر بدن طلا نمايند و لحم خربزه مالش كنند و به آب نيم‌گرم كه در آن پوست درخت انگور و آس و حلبه و سبوس و تخم خبازى جوشانيده باشند نطول كنند و ضماد بسبوس گندم با سركه كهنه